محمد على آزاد كشميرى
274
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
ذوقى چنان در تحصيل به هم رساند كه هيچ لذتى از مستلذات نزد او بهتر از علم نبود . و در سن پانزده شانزدهسالگى جامع علوم دينيه و معارف يقينيه و حاوى كمالات صوريه و معنويه گرديد و صيت فضائلش با وجود پدر بزرگوار به اعالى و ادانى اطراف و اكناف عالم رسيد . پس از شوشتر به سمت اصفهان و ساير بلاد ايران و خراسان و آذربايجان و ممالك فارس و بعض بلاد روم ، سياحت و از خدمت بسيارى از علماى نامدار و حكماى دانشوران به استفادهء رياضيات و حكميات تكميل نموده به شوشتر بازگشت . و به نحوى كه رقمزد خامهء وقايعنگار شد چون والد بزرگوارش از اين سراى عاريت رخت بربست ، مناصب شرعيه كماكان از پيشگاه خسرو نامدار - نادر شاه - به او مرجوع بودند . نوبهار فيض سرمدى و گل خلق عظيم محمدى از گلستان طبع فياضش دميده ، و فضائل حقيقيهء نفسانيه را كه پيشهء عرفا است با محاسن شرع اقدس جمع داشت چنانكه اين مراتب از مآثر اقلام آن امام همام در تحفة السنيه من مصنفات آن بزرگوار - كه بحرى است مواج از لئالى آبدار و درجى است مملو به جواهر شاهوار - بر همگان هويدا و بىنياز از اظهار است . در شوشتر و آن نواح ، علم نجوم و استخراج تقاويم و هيئت ، رواج يافته و رونق بخشيدهء او است . مصنفات عاليه كه در سلك تأليف كشيده بر تبحر و احاطهء او به جميع علوم ، گواه ، و فتاوى و سجلات بليغهاش ثبت سفاين و كتب و داير بر السنه و افواه است . تا اين زمان كسى بر مؤلفات او سقمى و خطائى نديده و بر اكثرى از آنها علماى عالىمقدار به خط خود تحسين و آفرين نوشتهاند . ميرزا قوام الدّين سيفى قزوينى - كه احوال سلسلهء سادات حسنى سيفى قزوين بر واقفان سير مستور نيست و سيد عالىشان ، سلالهء آن خاندان و از مشاهير فضلاى زمان بود - بعد از آنكه شرح مفاتيح آن علامهء نحرير در قزوين به او رسيد مراسلهاى متضمن ستايش و نعوت در اين قطعهء عربى كه از منظومات آن والاتبار است نوشته به او فرستاد ، قطعه : بحسبك ذخر السيد الموسوى فى * بيان مفاتيح الشرائع كافيا ففيه تمام الكشف عن مشكلاته * به طرز انيق جاء للغى شافيا و اشرق نور الدّين منه بنعمة * من اللّه ابدى كل ما كان خافيا بدائع شعرى و حسن لفظى و معنوى در اين قطعه تمام است و الحق سيد عالىشأن در عربى بىبديل و در نظم لمعهء دمشقيه داد سخنسنجى را داده . مكرر از قزوين ، آن سيد مرتضوى نشان و فحول فضلاى عالىشان از اقطار جهان ، مسائل مشكله و نكات غامضه را كه موضع خلاف فقها و مدحض « 1 » اقداماند از او سؤال نمودهاند و آن علامهء نحرير ، همه را جوابات شافى با دلايل عقلى و نقلى در رسائل مدونه به ابلغ سياقى ارشاد نموده و زنگ كلفت و تشكيك از آئينهء خاطر آنها زدوده است . و اين مراتب از مآثر قلم فيضشيم آن والاجناب در رسالهء جبليهء اولى - و آن كتابى است مشتمل بر
--> ( 1 ) - مدحض ( م ح ) - باطلكننده ( آنندراج )